باید بروم
برچسب: نویسنده: بردیا قاسمی تاريخ: جمعه 26 آبان 1396 ساعت: 7:05
من هم به چشمهایش نگاه میکنم
مجبور میشوم نگاهم را بدزدم
او نگاهش را بر نمیدارد
میگویم : میترسم
میگویم : از مرگ میترسم .. نمیخواهم بترسم
نمیخواهم بمیرم .. مرگ خوب نیست
پائین پای حسین یک جای خالی هست
هنوز دارد به من نگاه میکند ....
چشمهایم را میدزدم .....
برچسب: چشمهایش, نویسنده: بردیا قاسمی تاريخ: شنبه 6 آبان 1396 ساعت: 10:07
دخترک نمک،
لبهایش مثل غنچه گل میان یک صورت سبزه!
چشمهایش مثل همه دخترکهاست ،شیطنت همراه معصومیت ....
برچسب: نویسنده: بردیا قاسمی تاريخ: شنبه 6 آبان 1396 ساعت: 10:07
از بد روزگار جان بر سر کارش داد
جوانک افغان گفت : عمرش به دنیا نبود !! با عمر که میخواست زندگی کند ..........
برچسب: نویسنده: بردیا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 3:44
برچسب: تابستان, نویسنده: بردیا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 3:44
میگویم : و ندینه من جانب الطور الایمن
..........
برچسب: نویسنده: بردیا قاسمی تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1396 ساعت: 6:08